نشان دادن خودش بود و ((هيچ زبان مرده‌اي نمي‌تواند ادبياتي زنده بيافريند)).1
اما معلومات چيني در خارج از چين مقدار زيادي به وسيله‌ٴ مغولان به سوي غرب برده شد، ولي از ايران فراتر نرفت‌. در هر حال‌، كساني مانند رشيدالدين فضل‌الله  و بناكتي يا خود معلومات‌ چيني كافي داشتند يا توانستند از خدمت ادباي چيني بهره گيرند. مسيحيان انگشت‌شماري مانند ماركوپولو (سيزدهم ـ 2)، اندكي چيني آموخته بودند، صرف نظر از مبلغان ديني كه با آن آشنا بودند، ولي كاري براي انتقال معلوماتشان نكردند. زبان را مردمي زنده نگه مي‌دارند كه بدان‌ سخن مي‌گويند، ولي تنها نويسندگان مي‌توانند آن را از فراز زمان و مكان انتقال دهند. در سده‌ٴ چهاردهم تعداد نسبتاً زيادي غربي در چين بودند، نه تنها مبلغان كاتوليك‌، بازرگانان و نمايندگان‌، بلكه نگهبانان خان بزرگ‌، يعني آلان‌هايي كه از قفقاز آورده شده بودند (مقدمه 2، 1843). در سال‌هاي 1336 ـ 1338، آلان‌ها هيئتي را به سرپرستي آندره و گيوم دوناسو به دربار پاپ بنديكتوس دوازدهم فرستادند. بايد چنين فرض كنيم كه اين آلان‌ها چيني مي‌دانستند، ولي‌ در سده‌ٴ چهاردهم هيچ چين‌شناس غربي وجود نداشت‌.

30. كره‌اي‌

زبان كره‌اي در اينجا از باب يادآوري ذكر مي‌شود. البته در كتاب‌، اشارات مكرري به كره و مردمش وجود دارد، ولي نه به زبان كره‌اي‌.
چينيان‌، اگر نه پيشتر، در زمان سلسله‌ٴ هان با همسايگان كره‌اي خود در ارتباط بودند. پان كوي‌ مورخ (اول ـ 2)، اطلاعات زيادي درباره‌ٴ آنان مي‌دهد. گفته مي‌شود در سال 327 آيين بودا و همراه با آن كتابت‌، يعني خط چيني در كره معرفي شد. در گزارش‌هاي اوليه روشن نيست كه آيا خط چيني براي نوشتن زبان كره‌اي به‌كار مي‌رفت يا آنان اساساً به زبان چيني و با خط چيني‌ مي‌نوشتند. مسلم است كه براي نشان دادن اصوات كره‌اي از الفباي چيني استفاده مي‌شد و بازمسلم‌ است كه ادباي كره‌اي و اشراف كره ترجيحاً به زبان چيني مي‌نوشتند، چون آموزش كنفوسيوسي به‌ زبان چيني بود. زبان چيني در كره براي همه‌ٴ منظورهاي عالي زندگي به‌كار برده مي‌شد، درست مانند لاتيني در غرب و زبان بومي كره را براي مصارف روزمره و مردمي نگاه مي‌داشتند.
كره پل اصلي براي معرفي فرهنگ چيني در ژاپن بود. فن كتابت (چيني‌) در سال 405 (و نه‌ آن طور كه برخي علماي ژاپني مدعي‌اند در سال 285) احتمالاً از كره به ژاپن برده شد. در سال‌414و بار ديگر درحدود 468 (مقدمه 1، 381) پزشكان كره‌اي به ژاپن فراخوانده شدند و نفوذ كره از آن پس افزايش چشم‌گيري يافت‌.


Hu Shih: The literary reneissance, in Zen (p. 150-64, 1931) .1